تبليغاتX
ستاد بزرگداشت اعیاد و مناسبتهای اسلامی - متن مسابقه

برای مشاهده سوالات اینجا کلیک کنید

بسم الله الرحمن الرحيم

بانويي شايسته در روم زندگي مي كرد به نام مليكا. وي دختر يوشعا ، پسر قيصر روم و از نوادگان شمعون ( يكي از حواريون مسيح ) بود و به نامهاي ديگري چون سوسن ، صيقل ، صقيل و مليكه نيز ناميده شده است . مليكا در روم خوابهاي شگفت انگيزي ديد ، يك بار در خواب پيامبر اعظم اسلام و عيساي مسيح را ديد كه او را به عقد ازدواج امام حسن عسگري در آوردند . وي در خواب ديگري شگفتي هاي ديگري ديد و به دعوت حضرت فاطمه زهرا (س) مسلمان شد ، با اين حال اسلام خود را از اطرافيان پنهان داشت تا زماني كه ميان مسلمانان و روميان جنگ در گرفت و قيصر به همراه لشگرش روانه جبهه هاي جنگ شد. مليكا كه بعدا نام او نرجس نهاده شد ، در خواب فرمان يافت به طور ناشناس همراه كنيزان و خدمتكاران به دنبال سپاه برود. او چنين كرد و در مرز به اسارت مسلمانان در آمد و همراه بقيه اسرا به بغداد فرستاده شد، بعد توسط كاركزار امام هادي(ع) از برده فروش خريداري گرديد و به سامرا برده شد و به همسري امام عسگري در آمد.

امام زمان (عج) در سال 255 هجري قمري در سامرا متولد شدند . حاملگي نرجس خاتون به اذن خدا و براي حفظ جان امام زمان (عج) بر همگان بجز خدا و امام عسكري (ع) مخفي بود (حتي براي خود نرجس خاتون ) . امام عسكري با مخفي كردن لحظه تولد و نشان دادن نوزاد پس از تولد به بعضي از ياران خاص و مؤمن ، مردم را براي غيبت امام زمان (عج) آماده كردند.

نام و كنيه امام عصر (عج) همان نام و كنيه پيامبر اكرم (ص ) است . عده اي از فقيهان قائل به حرمت نام بردن آن حضرت به نام واقعي شده اند و عده اي ديگر نيز اين امر را مكروه دانسته اند ، لذا شيعيان، آن حضرت را با القاب مختلفي چون : حجت ، قائم ، مهدي ، خلف صالح ، صاحب ، صاحب الزمان ، صاحب الدار و ... مي ناميدند . و در دوران غيبت كوتاه آن امام ، ارادتمندان و دوستداران حضرت از ايشان با تعبيرهايي همچون «ناحيه مقدسه » ياد مي كردند.

البته با شنيدن لقب مبارك « قائم آل محمد» كه از القاب امام زمان (عج) است ،

مستحب است كه بايستيم و صلوات بفرستيم و معناي اين كار اينست كه با ايستادن و قيام خود ، آمادگي خودرا براي ياري حضرت وظهورش اعلام مي كنيم، چون كلمه قائم به معني ايستاده است.

امام حسن عسكري(ع) درهشتم ربيعالاول سال 260 ق؛ يعني در زمانيكه حضرت مهدي(ع) پنج سال بيشتر نداشت، به دست معتمد، خليفه عباسي به شهادت رسيد و امام عصر(ع) بر پيكر پدر بزرگوار خويش نماز گزارد. باشهادت امام حسن عسكري (ع)، دوران امامت امام عصر(ع) آغاز شد. اينكه امام زمان (عج) در5 سالگي به امامت رسيده اند اشكالي ندارد ، چون خداوندمي تواند با قدرت خود همه رشدي را كه يك انسان بالغ دارد در دوران كودكي به امام عطا كند ، چون رب العالمين خداوند است . از طرف ديگر مثالهاي ديگر در اديان ديگر هم وجود داشته است . حضرت يحيي (ع) دركودكي پيامبر شد،حضرت عيسي مسيح(ع)درگهواره لب به سخن گشود و صاحب كتاب آسماني بود ، به حضرت يوسف (ع) در بچگي الهام مي شد و ...

بنا به گفته بسياري از صاحبنظران، دوران غيبت كوتاه مدت آن امام كه از آن به «غيبت صغري» تعبير ميشود، از همان زمان آغاز امامت يعني سال 260 ق آغاز گرديد. برخي ازاهل تحقيق برآنند كه غيبت صغري از همان زمان تولدحضرت؛ يعني سال 255 ه . ق آغاز شده است. دوران غيبت صغري تا سال 329 ه . ق ادامه داشت كه بدين ترتيب، بنا بر ديدگاه اول، طول اين دوران، 69 سال و بنا بر ديدگاه دوم، طول اين دوران 74 سال خواهد بود.
  از سال 329 ه . ق به بعد، دوران ديگري از حيات امام عصر(ع) آغاز ميشود كه از آن به «غيبت كبري» تعبير ميكنيم. اين دوران همچنان ادامه دارد تا روزي كه به خواست خدا، ابرهاي غيبت به كناري رود و جهان از خورشيد فروزان ولايت بهرهمند شود.درمورد دليل تقسيمبندي اين دودوران بايدگفت دردوران غيبت صغري، حضرت وليّعصر(ع) از طريق كساني كه به آنها « نوّاب خاص» گفته ميشد، با مردم در ارتباط بود و به وسيله نامههايي كه به «توقيع»مشهور است، پرسشهاي شيعيان را پاسخ ميگفت. در دوران غيبت كبري اين نوع ارتباط قطع شده است و مردم براي دريافت پاسخ پرسشهاي ديني خود تنها ميتوانند به « نوّاب عام » امام عصر(ع) كه همان فقيهان وارسته هستند، مراجعه كنند.

الان كه امام غايب هستند بدين معنا نيست كه حاضر نيستند ، معني اش اين است كه توسط مردم در جامعه شناخته نمي شوند . حضرت در ميان مردم هستند و در خيابان ها و فرشهاي آنها قدم مي گذاردند و مشكلات آنها را مي بينند و بر اساس حكمت و مصلحت حل مي كنند و حتي براي بعضي افراد خاص و مؤمن ظهور فردي پيدا مي كند.

علت ادامه غيبت امام زمان (عج) و تأخيردرظهور،هممه انسانها و مسلمين ، بخصوص شيعيان هستند زيرا ما وفاي عهد مسلماني نداريم يعني مسلمان پاك و مطيع دستورات خداوندو معصومين نيستيم. همچنين اراده شيعيان براي اصلاح خود و جامعه ضعيف است . بنابر اين با اين ياران بي وفا و بي اراده ، امام نمي تواند ظهور و قيام نمايد. اگر امام 313 يار وفادار و مؤمن واقعي داشته باشد حتماً ظهور مي كند. آيت الله بهجت، اصلي‌ترين مسبّب غيبت را خود مردم مي‌بينند؛ گذشتگان به نوعي و موجودين به نوعي ديگر؛ « سبب غيبت امام زمان(ع) خود ما هستيم زيرا دستمان به او نمي‌رسد وگرنه در ميان ما بيايد و حاضر شود چه كسي او را مي‌كشد؟ آيا جنّيان آن حضرت را مي‌كشند يا قاتل او انسان است؟ ما از پيش در طول تاريخ ائمه امتحان خودرا پس داده‌ايم كه آيا از امام تحفّظ و اطاعت مي‌كنيم و يا اينكه او را به قتل مي‌رسانيم؟!»

فوايد امام غايب(ع) فقط منحصر به امور ظاهري و منافعي كه مربوط به ترقي و ترويج آيين اسلام در دوران ظهور مي‌باشد، نيست؛ بلكه فوايد باطني كثيري نيز بر امام غايب مترتب است كه به مراتب، عظيمتر از فوايد ظاهري است . در احاديث متعددي كه پيرامون فلسفه و فايده وجود امام(ع) در عصر غيبت به ما رسيده، موارد گوناگوني عنوان گرديده است، كه اكثر اين منافع، عمومي است يعني مسلمان وكافر، شيعه و سني در آن سهيم هستند. چنانكه منافع آفتاب نيز عام است ولي برخي از آنها اختصاص به شيعيان دارد.

وجود امام معصوم در ميان جامعه بشري از جهات گوناگون موجب آرامش و امنيت براي ساكنان زمين است :امام و حجت خدا براساس اينكه مسؤليت هدايت و ارشاد جامعه را برعهده دارد، از مرزهاي اعتقادي و فكري جامعه اسلامي نگهباني ميكند تا مورد هجوم افكار غلط و اعتقادات منحرف دشمنان خدا واقع نشود. در پرتو هدايت و ارشاد حجت خداست كه انحرافات فكري وعقيدتي كه موجب تزلزل روحي وفكري جامعه است، از بين رفته و امنيت فكري و روحي بهوجود ميآيد.

يكي ديگر ازثمرات مهم امام درميان بندگان ازجهت وجود شخصيتي بزرگ، ملكوتي، معصوم و آگاه به حال مردم است و در ميان افرادي كه اعتقاد به امامت و رهبري وي دارند و او را از هر كس ديگر نسبت به خود مهربانتر و دلسوزتر ميدانند، موجب دلگرمي روحي است و هر نوع يأس و نوميدي را از ايشان دور ميكند و آنها را به آيندهاي روشن و ارزشمند اميدوار ميسازد. به عبارت ديگر وجود امام، نقطه اتكايي است براي بندگان خدا كه در هنگام مواجهه با حوادث هولناك ، به وي پناه برند و به عنوان پناهگاهي چارهساز و آرامبخش از وجود امام منتفع گردند و به تلاش و كوشش خويش در راستاي نيل به اهداف الهي و اسلامي ادامه دهند.

حسب روايات و اخبار، وجود افراد مؤمن در بين مردم ، منشأ خير و بركت و موجب نزول باران وجلب منافع و دفع بسياري از بلاها از جامعه است، چنانكه درتفسير آيه 251 سوره بقره از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمودند:
« به درستي كه خداوند به واسطه نمازگزاران شيعه، بلا را از كساني كه نماز نميخوانند، دفع ميكند، زيرا اگر همه شيعيان نماز را ترك كنند، هلاك ميگردند

واضح است كه وقتي وجود افراد مؤمن در اجتماع، چنين بركتي را به همراه داشته باشد، بركات وجود امام معصوم كه ولي و حجّت خدا بر مردم است، به مراتب بيشتر خواهد بود، زيرا امام و حجّت خدا، واسطه رسيدن فيض  و بركت خداوند متعال به مردم است؛ چنانكه امام سجاد(ع) درباره بركات وجودي ائمه اطهار(ع) ميفرمايد
:
« ما كساني هستيم كه به واسطه ما آسمان بر فراز زمين نگهداري شده و زمين از هلاك نمودن اهلش منع گرديده است

 باري، امام غايب(ع) همواره مراقب حال و وضع شيعياناند و همين مسئله باعث ميگردد كه پيروانشان به اميد لطف و عنايت حضرتش، براي رسيدن به يك وضع مطلوب جهاني تلاش كرده و در انتظار آن منتظر بسر برند. چنانكه خود فرمودهاند
:
« ما در رسيدگي و سرپرستي شما كوتاهي نكرده و ياد شما را از خاطر نبردهايم؛ پس تقواي الهي پيشه كنيد و ما را ياري نماييد تا از فتنهاي كه به شما رو ميآورد، شما را نجات بخشيم.»

در كنفرانس تل آويو اسرائيل ، پس از بررسي و تحقيق ، اعلام كردند رمز و علت ماندگاري شيعه در جهان ، با اين همه دشمني ها و تعداد كم شيعيان ، دو چيز است : يكي نگاه سرخ حسيني - الهام گرفتن از قيام امام حسين (ع) در راه هدف صحيح امر به معروف و نهي از منكر و ديگري نگاه سبز مهدوي يعني اميد به آمدن منجي و شور و هيجان براي زمينه سازي آمدن او و حركت به سمت اجراي جزئي از هدفهاي امام زمان (عج).

امام حسين عليه السلام با هدف زنده ساختن احكام قرآن و سنّت پيامبر اكرم (ص) و از بين بردن بدعتهايي كه در نتيجه حاكميت بني اميّه در دين ايجاد شده بود قيام كردند و در طول مسير مدينه تا كربلا ضمن اشاره به انگيزه قيام شان فرمودند:من به منظور ايجاد اصلاح در امّت جدم رسول خدا )ص) قيام كردهام ميخواهم امر به معروف و نهي از منكر كنم و به همان سيره و شيوه مرسوم جدّم پيامبراكرم (ص) و پدرم عليبنابيطالب (ع) عمل ميكنم. آن حضرت در نامهاي به بزرگان قبايل بصره تصريح ميكنند: من شما را به كتاب خدا و سنّت پيامبرش دعوت ميكنم. در شرايطي كه اكنون ما زندگي ميكنيم سنت رسول خدا(ص) از بين رفته و به جاي آن بدعت و احكام و ارزشهاي غير اسلامي نشسته است مرا بپذيريد و به ياري من برخيزيد. شما را به راه ارشاد و رستگاري هدايت خواهم كرد . از مجموعه سخنان امام حسين(ع) اهداف والاي نهضت عاشورا به خوبي روشن ميشود كه احياي قرآن، احياي سنت نبوي و سيره علوي، از بين بردن كجرويها، حاكم ساختن حق، حاكميّت بخشيدن به حقپرستان، از بين بردن سلطه استبدادي حكومت ستمگران، تأمين قسط و عدل در عرصههاي اجتماعي و اقتصادي و... از جمله آنهاست.
از طرف ديگر وقتي اهداف قيام منجي عالم بشريت و ويژگيهاي حكومت جهاني آن حضرت را مورد بررسي قرار ميدهيم همين اهداف و انگيزهها حتي با تعابير مشابه با تعابير به كار رفته در مورد نهضت حسيني قابل مشاهده است
.
حضرت علي بن ابي طالب(ع) در توصيف سيره حكومتي امام مهدي (ع) ميفرمايند
:
« هنگامي كه ديگران هواي نفس را بر هدايت مقدم بدارند او [مهدي موعود (ع)] اميال نفساني را به هدايت بر ميگرداند و در شرايطي كه ديگران قرآن را با رأي خود تفسير و تأويل خواهند كرد او آراء و عقايد را به قرآن باز ميگرداند. او به مردم نشان خواهد داد كه چگونه ميتوان به سيره نيكوي عدالت رفتار كرد و او تعاليم فراموش شده قرآن و سيره نبوي را زنده خواهد ساخت.»

دشمنان بشريت (صهيونيسم جهاني) به دو تكيه گاه شيعه (عاشورا و انتظار ) حمله كرده اند و مي خواهند عاشورا را [با اشعاري همچون مدح خال و لب و چشم و ابرو و اشعار ريتميك و...] خراب كنند و انتظار ظهور مهدي (ع) را [با خرافاتها و خوابها و با خشن معرفي كردن چهره حضرت و يارانش ] خراب كنند و بايد دوستان حضرت ، انتظار صحيح و عاشورايي بودن صحيح را ياد بگبرند و به ديگران ياد بدهند و درست عمل كنند.

بعضي افراد از روي غفلت (يا دشمني ) مي گويند : چون ظهور امام زمان (ع) پس از لبريز شدن جهان از ظلم و فساد و گناه اتفاق مي افتد پس ما بايد به گناهكاران و ظالمان ، ميدان داده تا گناه را زياد كنند و امر به معروف و نهي از منكر نكنيم و حتي خودمان نيز آلوده به گناه بشويم تا آقا زودتر بيايد‌!!! بايد به آنها گفت : ثواب انتظار فرج ، ثواب شهيد معرفي شده است ، آيا براي گناه كردن و ترك واجب (امر به معروف و نهي از منكر ) ثواب شهيد مي دهند ؟! يا به قول استاد شهيد مطهري الان جهان از ظلم و فساد لبريز شده است و اين امر همه سبب ظهور نيست ، ولي شيعه بايد سالم بماند و اصلاح شود و اصلاح كند تا امام زمان براي ظهور و انقلاب ، ياراني پاك داشته باشد.

كسي مي تواند ادعا كند عاشق امام زمان است كه گناه نكند و واجباتش را ترك نكند . چون محبت ، اطاعت مي آورد و كسي كه اطاعت نكند معلوم مي شود محبت ندارد.

تمامي پيامبران بزرگ الهي در دوران مأموريت خود به عنوان جزئي از رسالت خويش به مردم وعده داده‌اندكه در آخرالزمان و در پايان روزگار، يك مصلح بزرگ جهاني ظهور خواهد نمود و مردمان جهان را از ظلم و ستم ستمگران نجات خواهد داد و فساد، بي‌ديني و بي‌عدالتي را در تمام جهان ريشه‌كن خواهد ساخت و سراسر جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد. سيري كوتاه درافكار و عقايد ملل مختلف مانند: مصر باستان، هند، چين، ايران و يونان و نگرش به افسانه‌هاي ديگراقوام مختلف بشري اين حقيقت را به خوبي روشن ومسلم مي‌سازدكه همة اقوام مختلف جهان باآن همه اختلاف آراءعقايد و انديشه‌هاي متضادي كه با يكديگر دارند، در انتظار مصلح موعود جهاني به سر مي‌برند.
اينك براي اين كه دربارة اين موضوع سخني به گزاف نگفته‌ باشيم فهرست مختصري از بازتاب اين عقيده را در ميان اقوام و ملل مختلف جهان در اينجا مي‌آوريم
.

1-ايرانيان باستان معتقد بودند «گرزاسپه» قهرمان تاريخي آنان زنده است و در كابل خوابيده و صد هزار فرشته او را پاسباني مي‌كنند تا روزي كه بيدار شود و قيام كند و جهان را اصلاح نمايد.2. گروهي ديگر از ايرانيان مي‌پنداشتند كه«كيخسرو» پس از تنظيم كشور و استوار ساختن شالودة فرمانروايي، ديهيم پادشاهي را به فرزند خود داد و به كوهستان رفت ودرآنجا آرميده تا روزي ظاهر شودواهريمنان را از گيتي براند.3. نژاد اسلاو بر اين عقيده بودند كه از مشرق يك نفر برخيزد و تمام قبايل اسلاو را متحد سازد و آنها رابر دنيا مسلط گرداند.4. نژاد ژرمن معتقد بودند كه يك نفر فاتح از طوايف آنان قيام نمايدو ژرمن را بردنيا حاكم گرداند.5. اهالي صربستان انتظار ظهور «ماركوكراليويچ» را داشتند.6.برهماييان از ديرزماني بر اين عقيده بودند كه در آخرالزمان «ويشنو» ظهور نمايد و بر اسب سفيدي سوار شود و شمشير آتشين بر دست گرفته و مخالفان را خواهد كشت، و تمام دنيا «برهمن» گردد و به اين سعادت برسد.7. ساكنان جزاير انگلستان از چندين قرن پيش آرزومندومنتظرندكه «ارتور» روزي از جزيرة «آوالون» ظهورنمايد ونژاد«ساكسون»را دردنيا غالب گرداندوسعادت جهان نصيب آنها گردد. 8. اسن‌ها معتقدند كه پيشوايي در آخرالزمان ظهور كرده، دروازه‌هاي ملكوت آسمان را براي آدميان خواهد گشود.9. سلت‌ها مي‌گويند: پس از بروز آشوب‌هايي در جهان، «بوريان بورويهيم» قيام كرده، دنيا را به تصرف درخواهد آورد.10. اقوام اسكانديناوي معتقدند كه براي مردم بلاهايي مي‌رسد، جنگ‌هاي جهاني اقوام را نابود مي‌سازد، آنگاه «اودين» با نيروي الهي ظهور كرده و بر همه چيره مي‌شود.11. اقوام اروپاي مركزي درانتظار ظهور«بوخض» هستند12. اقوام آمريكاي مركزي معتقدند كه «كوتزلكوتل» نجات‌بخش جهان، پس از بروز حوادثي در جهان، پيروز خواهد شد.13. زرتشتيان معتقدند كه «سوشيانس» (نجات‌دهندة بزرگ جهان) دين را درجهان رواج دهد، فقر و تنگدستي را ريشه‌كن سازد، ايزدان را از دست اهريمن نجات داده، مردم جهان را هم‌فكر و هم‌گفتار و هم‌كردارگرداند.14. گروهي از مصريان كه در حدود 3000 سال پيش از ميلاد، در شهر «ممفيس» زندگي مي‌كردند، معتقد بودند كه سلطاني در آخرالزمان بانيروي غيبي برجهان مسلط مي‌شود، اختلاف طبقاتي رااز بين مي‌برد و مردم را به آرامش و آسايش مي‌رساند.15. گروهي ديگر از مصريان باستان معتقد بودند كه فرستادة خدا در آخرالزمان در كنار رودخانة خدا پديدار گشته، جهان را تسخير مي‌كند.16. يهوديان معتقدند كه در آخرالزّمان «ماشيع» (مهدي بزرگ) ظهور خواهد كرد و تا ابدالآباد در جهان حكومت مي‌كند. او را از اولاد حضرت اسحاق مي‌پندارد در صورتي كه تورات كتاب ـ مقدس يهود ـ او را صريحاً از اولاد حضرت اسماعيل دانسته است. 17. نصارا نيز به وجود حضرت(ع) قائلند و مي‌گويند: او در آخرالزمان ظهور خواهد كرد و عالم را خواهد گرفت، ولي در اوصافش اختلاف دارند.
آنچه از نظر گذشت ـ گرچه همة آنها  با حضرت مهدي(ع) كاملاً تطبيق نمي‌كند و حتي برخي از آنها اصلاً با مهدي موعود اسلام وفق نمي‌دهد( از يك حقيقت مسلّم حكايت مي‌كند و آن اينكه: اين افكار و عقايد و آرا كه همة آنها با مضمون‌هاي مختلف، از آينده‌اي درخشان و آمدن مصلحي جهاني در آخرالزمان خبر مي‌دهند، نشانگر اين واقعيت است كه همة آنها در واقع از منبع پر فيض وحي سرچشمه گرفته است، ولكن در برخي از مناطق دوردست كه شعاع حقيقت در آنجا كمتر تابيده است در طول تاريخ به تدريج از فروغ آن كاسته شده،  و فقط كلياتي از نويدهاي مهدي موعود و «مصلح جهاني» در ميان ملت‌ها به جاي مانده است
.
البته سالم ماندن اين نويدها در طول قرون متمادي، خود بر اهميت موضوع مي‌افزايد، و مسئلة «مهدويت» و ظهور مصلح جهاني را قطعي‌تر مي‌كند.

با توجه به مطالب بالا مي بينيد كه در غير از اسلام ، فقط به صورت كلي به ظهور يك منجي موعود در آخر الزمان اشاره شده است و اسامي مختلف و متفاوتي ذكر شده است . اما در اسلام و قرآن و روايات معصومين (ع) علاوه بر وعده ظهور منجي ، اسم او هم مهدي از آل محمد (ع) نام برده شده ، البته در قرآن به صراحت ذكر نشده ولي با توجه به روايات معتبر شيعه و سني ، خيلي از آيات قرآن (حدود 200 آيه ) در شأن حضرت مهدي(عج) نازل شده است. و حدود 600 روايت از معصومين (ع) در اين مورد وارد شده است.

پيامبر اكرم فرمودند: « مهدي مردي از فرزندان من است ، نامش نام من (محمد) و كنيه اش كنيه من ( ابوالقاسم ) مي باشد در صورت و سيرت از همه كس به من شبيه تر است . براي او غيبتي است كه در آن مردم دچار حيرت مي گردند و بسياري از دسته ها و گروههاي مردم ، گمراه مي شوند ، آنگاه مانند ستاره اي تابان از پرده غيبت بدر آيد و زمين را پر از عدل و داد كند آن چنان كه پر از ظلم و ستم شده باشد.»

امام حسين (ع) مي فرمايد: « قائم اين امت نهمين فرزند من است ، اوست صاحب

غيبت و همان كسي كه ميراثش را در حالي كه زنده ميباشد تقسيم مي كنند.»

امام سجاد (ع) مي فرمايند:« در حضرت قائم از خانواده ما ، سنتهايي از انبيا است ، سنتي از حضرت آدم (ع) ، سنتي از حضرت نوح (ع) و سنتي از حضرت ابراهيم (ع) و سنتي از حضرت موسي (ع) و سنتي از حضرت عيسي(ع) و سنتي از حضرت ايوب (ع) و سنتي از حضرت محمد (ص) .

از حضرت نوح و آدم (ع) ، طول عمر و از حضرت ابراهيم (ع) ،مخفي بودن ولادت و گوشه گيري از مردم . و از موسي خوف و تقيه است و از عيسي اختلاف مردم در باره اش. واز ايوب ، فرج و گشايش پس از بلا و ناراحتي . و اما از حضرت خاتم الانبيا (ص) خروج با شمشير.»

امام صادق (ع) فرمودند: « آن كس كه همه انبياء را قبول داشته و حضرت مهدي (ع) را انكار نمايد مانند كسي است كه به همه انبياء اقرار نموده و نبوت محمد(ص) را انكار نمايد.»

به اميد روزي كه در ركابش براي برقراري عدالت در زمين تلاش كنيم.

برای مشاهده سوالات اینجا کلیک کنید